يحيى دولت آبادى

281

حيات يحيى ( فارسى )

راستى برفتن اين چند نفر شاه آرام گرفته دست برميدارد و كار اصلاح مىشود ميگويند چه ضرر دارد اين چند نفر بروند و كار اصلاح شود خلاصه اين خبر بكميسيون مدافعه ميرسد و گفته مىشود در كميسيون اصلاح قرارداد حاج امام جمعه را رد كردند نگارنده ميگويد آقايان اتفاقا شش نفر از آن چند نفر كه اسم برده شده الان در اين اطاق حاضرند شما را به خدا برخيزيد از اين مملكت برويم و وجود خود را اسباب دردسر دولت و ملت قرار ندهيم حاضرين بنگارنده حمله كرده ميگويند اين چه حرفى است كى ميگذارد شما برويد ميگويم عرض مرا توجه نكرديد مقصود من اينستكه اگر اين بهانه‌ئى نيست ما چند روزى دور ميشويم ببينيم كارها اصلاح مىشود يا نه اگر اصلاح شد چه بهتر ما هم قصدى جز اصلاح كارها نداريم و اگر اصلاح نشد لااقل بر مردم معلوم مىشود كه اين اظهار شاه واقعيت ندارد و غرض اصلى او برهمزدن اساس حكومت ملى است حالا اگر فعليتش را رأى نميدهيد لااقل برويم در كميسيون اصلاح اظهار نمائيم كه ما خود براى دور شدن حاضر هستيم از اين بابت نگران نباشيد كه بر خلاف قانون چگونه مىشود آنها را تبعيد كرد چون شاه تصور كرده است به نبودن ما مفاسد رفع مىشود ما خود به رضايت خاطر مسافرت ميكنيم ملك المتكلمين ميگويد ما اگر برويم دست و دل مليون از كار سرد مىشود و اين صلاح نيست ميگويم اگر ملت‌خواهى اين مملكت منحصر است بما چند نفر بهتر اينست كه دست و دلها سرد شود بلكه از كار بيفتد و اگر اشخاص ديگر هم هستند كه بعد از رفتن ما كار ميكنند و ما نبايد مشتبه باشيم كه همين مردم امروز نميخواهند شما نطق كنيد يا من و امثال من براى آنها غمخوارى كنيم پس بهتر اين است كه اگر اصلاح ميان شاه و ملت دايرمدار دور شدن ما چند نفر است بزرگتر خدمت ما بملت اين است كه بار خود را از دوش ملت برداشته نگذاريم رشته پاره شود و خونريزى شروع گردد ملك ميگويد حرف حسابى است فقط از راه بما اطمينان بدهند ما ميرويم اطمينان راه هم به اين است كه يكعده مستحفظ بما بدهند مستحفظينى كه ما خود معين نمائيم از كدام دسته بوده باشند و عجالتا رفتن بكميسيون و اظهار اين مطلب لازم است من حاضرم